بعد از انقلاب سالها توي ايران فقط دوتا روزنامه معتبر وجود داشت يكي كيهان و ديگري اطلاعات بود بعدها روزنامه هاي ديگري هم به اين دو روزنامه پبوند خوردند كه تقريبا توي خط سيري اين دو روزنامه بودن مثل رسالت اما يك روزنامه هم پيدا شد كه نخواست مثل بقيه روزنامه ها باشه اسمش هم سلام بود سلام با نويسنده هايي كه با بقيه متفاوت بودن داشت پا ميگرفت اما كار جالبي نبود چون از خط اين دو روزنامه اصلي خارج شده بود و سرانجامي نداشت جز حذف از جامعه مطبوعات .
توي اين كشاكش مردي به شهرداري اومد كه با بقيه فرق داشت فكرش هم با بقيه فرق داشت كارهاش هم با بقيه فرق داشت اون كسي نبود جز غلامحسين كرباسچي ، كرباسچي اين خط رو شكست و روزنامه اي متفاوت به مردم تهران نشون داد روزنامه اي رنگي ، تماما رنگي كه اندازش هم با بقيه روزنامه ها فرق داشت و صبح هم ميومد به بازار . اولش مردم قبولش نداشتن آخه كوچيك بود مردم هم به روزنامه صبح عادت نداشتن
اما يواش يواش قبولش كردن روزنامه اي كه مقياسش كوچكتر از قبل بود رنگي بود و مطالبش هم متفاوت بود و صبحها روي دكه ها جا گرفته بود . با سياست كاري نداشت و فقط به شهر و شهرداري و شهر تهران تمايل نشون مي داد و به مرور پا گرفت آگهي گرفت و كاغذهاش خوشگل بودن كم كم سازمان آگهي هاي همشهري شكل گرفت و بعدش هم نيازمندي ها روي كار اومدن
چندي نگذشتش كه سازمان آگهي ها و سازمان نيازمندي هاي همشهري به عنوان دوتا از بزرگنرين مراكز جذب آگهي در ايران بدل شد كيهاني ها بسيار از اين قضيه نارحت شده بودن آخه قبل از اين نيازمندي هاي كيهان روي هوا ميرفت اما حالا نيازمندي هاي كيهان روز به روز كم رونق تر ميشد و اين باعث شد كيهان به بزرگترين دشمن همشهري تبديل بشه اما كيهان هنوز تنها بود چون روزنامه اطلاعات از بابت همشهري به سود خوبي ميرسيد چاپخونه اطلاعات ، همشهري رو چاپ ميكرد و پول خوبي گير اطلاعات ميومد و اطلاعات به همين راضي بود
توي اين كشاكش مردي به شهرداري اومد كه با بقيه فرق داشت فكرش هم با بقيه فرق داشت كارهاش هم با بقيه فرق داشت اون كسي نبود جز غلامحسين كرباسچي ، كرباسچي اين خط رو شكست و روزنامه اي متفاوت به مردم تهران نشون داد روزنامه اي رنگي ، تماما رنگي كه اندازش هم با بقيه روزنامه ها فرق داشت و صبح هم ميومد به بازار . اولش مردم قبولش نداشتن آخه كوچيك بود مردم هم به روزنامه صبح عادت نداشتن
اما يواش يواش قبولش كردن روزنامه اي كه مقياسش كوچكتر از قبل بود رنگي بود و مطالبش هم متفاوت بود و صبحها روي دكه ها جا گرفته بود . با سياست كاري نداشت و فقط به شهر و شهرداري و شهر تهران تمايل نشون مي داد و به مرور پا گرفت آگهي گرفت و كاغذهاش خوشگل بودن كم كم سازمان آگهي هاي همشهري شكل گرفت و بعدش هم نيازمندي ها روي كار اومدن
چندي نگذشتش كه سازمان آگهي ها و سازمان نيازمندي هاي همشهري به عنوان دوتا از بزرگنرين مراكز جذب آگهي در ايران بدل شد كيهاني ها بسيار از اين قضيه نارحت شده بودن آخه قبل از اين نيازمندي هاي كيهان روي هوا ميرفت اما حالا نيازمندي هاي كيهان روز به روز كم رونق تر ميشد و اين باعث شد كيهان به بزرگترين دشمن همشهري تبديل بشه اما كيهان هنوز تنها بود چون روزنامه اطلاعات از بابت همشهري به سود خوبي ميرسيد چاپخونه اطلاعات ، همشهري رو چاپ ميكرد و پول خوبي گير اطلاعات ميومد و اطلاعات به همين راضي بود
اطلاعات كاري نداشت كه رقيب براش اومده و همشهري رو به چشم مشتري نگاه ميكرد تا رقيب اين ادامه داشت تا انتخابات رياست جمهوري و ظهور خاتمي . پيروز شدن خاتمي در انتحابات رياست جمهوري ، جناح راستو به فكر كردن انداخت كه ببينن كه چي شد اينطور شد آخر سر به اين نتيجه رسيدن كه باعث ظهور خاتمي و پيروز شدن توي انتخابات هيچ كس و هيچ گروهي و مقامي نبود مگر روزنامه همشهري كه تنها با سه نشريه آفتابگردون – روز هفتم و خود همشهري به تمام ايران رسوخ كرده بود
همه خاتمي رو شناخته بودن بنابر اين ديگه كيهان تنها نبود جناح راست همه يك دست شدن و تا تونستن بر عليه همشهري هركاري ميشد كردن آفتابگردان بسته شد روز هفتم بسته شد و خود همشهري هم محدود شد به تهران .
اما اين آخر كار نبود حالا بايد براي همشهري يه رقيب مي ساختن روزنامه اي رنگي خوشگل و خوش قيافه مردم پسند . مردم چي رو زياد دوست دارن ؟ تلويزيون خوب پس همون تلوزيوني ها بهتره يك روزنامه در بيارن اين تصميم گرفته شد اسمش هم شد جام جم . جام جم با پول بي حساب و كتاب صدا سيما اومد به ميدون ، اما بازم مردم همشهري رو به جام جم ترجيح دادن .
هيچ راهي نبود كاري هم نميشد كرد تنها ميشد روزنامه رو بست اما نميشد چون همشهري به روزنامه كارگزاران تبديل شده بود (هرچند بعدها به روزنامه اصلي اصلاح طلبان مبدل شد) و كارگزاران هم هنوز قدرت داشتن همشهري همچنان به كار خودش ادامه ميداد خوب چي ميشد كرد ؟ كرباسچي رو گذاشتن كنار تا شايد همشهري زمين بخوره اما بازم همشهري سر پا موند اقدام بعدي شكايت هاي مختلف از همشهري بود
بازم همشهري سر پا موند در حالي كه همشهري محدود به تهران شده بود جام جم به همه جاي ايران حتي توي ده كوره ها هم فرستاده ميشد ولي خيلي جالب بود كه حتي توي اونجا هم مردم اين موضوع رو فهميده بودن و به جام جم روي خوشي نشون نميدادن همينطور ادامه داشت تا روي كار اومدن شوراي شهر دوم و افتادن همشهري به دست جناح راست اونم چه راستي ، راست تندرو حالا ديگه همشهري بد نبود بلكه همشهري خوب هم شد
و همشهري افتاد دست شيخ عطار كسي كه حتي قبل از اومدن به همشهري حتي يه خط هم مقاله ننوشته بود اما ثروت بزرگ همشهري به هركسي روحيه ميداد تا بتونه سردبير هم بشه پس تندرو ها اومدن روي كار و از همين همشهري و قدرتش يك رئيس جمهور ساختن ، احمدي نژاد از قدرت همشهري به رئيس جمهوري رسيد
وقتي احمدي نژاد به رئيس جمهوري رسيد راست تندرو هم با احمدي نژاد به دولت رفتن و همشهري افتاد دست راست اصول گرا كه سردستشون قاليباف بود. راست تندرو اولش اهميتي نداد كه همشهري به دست گروه قاليباف مي افته و پيش خودشون گفتن اشكالي نداره ما همشهري رو از دست ميديم عوضش ايران رو بدست مياريم اما دير فهميدن كه همشهري كجا روزنامه ايران كجا.
از طرفي وقتي قاليباف روي كار اومد انتظامي رو كه در جام جام كار كرده بود رو به همشهري اورد و اصلا به اين فكر نكرد كه انتظامي چه فكري در مورد همشهري داره قاليباف فقط اين فكرو كرد كه انتظامي مشهدي هستش و از از قاليباف كه مشهدي هستش تمام كمال حمايت ميكنه و روزنامه همشهري همش از قاليباف تعريف ميكنه تا قاليباف راه رئيس جمهوريش هموار بشه ! هيهات !!!!
انتظامي همون كسي بود كه جام جم رو براي مقابله با همشهري علم كرده بود حالا انتظامي با اومدن به همشهري متونست از داخل همشهري رو نابود كنه چه چيزي از اين بهتر ؟ اول از تحريريه همشهري شروع كرد تا جايي كه تمام تحريريه يا تبعيد شدن يا اخراج جاشونم پرسنل جام جم سر كار اومدن بعدش نوبت به بقيه قسمتها رسيد كه تبعيد يا اخراج بشن ،
انتظامي اونقدر از همشهري بدش ميومد كه حتي شكل ظاهري همشهري رو هم عوض كرد تا بغض و كينه خودشو نسبت به همشهري بيشتر نشون بده بعدش سازمان آگهي ها رو به دوستان و ياران خودش واگذار كرد تا هم سود آگهي ها رو ببرن هم اينكه اين سود به همشهري نرسه بلكه به خودشون برسه و آگهي ها براي همشهري يه آب باريكه بيشتر نباشه همين بلا رو سر توزيع هم آوردن
..... ادامه دارد .....
1 comment:
به نظرم فقط اينها نيست خيلي بيشتر از اينها هست
Post a Comment